
ناگهان دلشوره بر جانم فتاد
گوییا عالم ز حرکت ایستاد
ناگهان باب عداوت باز شد
کینه توزی با علی آغاز شد
وه چه این بی حرمتی ها زود بود
مادرم در هاله ای از دود بود
باغبان بود و خزانِ باغ شد
میخ در کم کم ز آتش داغ شد
در از جا کنده شد با یک لگد
مادرم در پشت در فریاد زد
حبل بر حبل المتین انداختند
مادرم را بر زمین انداختند
...............
امان امان از دل حاضرین
التماس دعا
یا حق
سلام و درود خداوند بر رسول اسلام و خاندان پاکش
در این چند سال اخیر به کرّات شاهد هتاکی و توهین به قرآن , حضرت محمد (ص) و ائمه علیهما سلام بوده ایم به طرق مختلف از جمله تخریب حرمین شریفین , کاریکاتور ها وفیلم های موهن و اخیراً هم که تیر اندازی علنی به قرآن کریم در یکی از میادین اصلی عراق توسط سربازان آمریکایی و البته این بحث شورای امنیت و مسایل هسته ای هم از همین دسته اند.
این کنش ها یا به عبارت بهتر واکنش ها دو لایه و چهره دارد:
1. چهره رسمی و خبری آن که غرب به خود این اجازه را داده است به اسم آزادی بیان با خشونت و توهین علنی علیه ارزش ها ی فکری یک مذهب و حق نا شناسی علیه پیامبر که نه تنها مسلمین بلکه همه بشریت وام دار خدمت اویند به خیال خودشان ارزش های اسلام را زیر سوال ببرند
2. چهره و لایه ی دوم آن که بیشتر مد نظر است خبر از یک بشارت می دهد وآن ورق خوردن تاریخ تمدن و آغاز تمدن اسلامی و مرگ تمدن سکولار غرب است
این هتاکی ها دست و پا زدن مذبوحانه ی غرب ِ در حال احتضار است و نگرانی های ناشی از تولد یک تفکر جدید.
ما در سر گردنه تاریخ قرار گرفته ایم و اتفاقی که تا به حال نیافتاده در حال وقوع است البته این یک پیش گویی نیست و تنها یک پیش بینی است.
غرب قصد بلعیدن یک جای دنیا را داشت و در گلویش گیر کرد و استخوان این لقمه اسلام است و از دو جنبه مانع این بلع شده است
1. اسلام یک مانع سیاسی ایدئولوژیک در مفابل بلع دنیاست
زیرا همان طور که شاهد هستید هر جای دنیا شعار از دموکراسی , تسامح و تلورانس می آید گروه های اسلام گرا پیروز می شوند
2. اسلام یک مقاومت فلسفی و تئوریک در مقابل فرهنگ سکولار مدرنیته است
زیرا هیچ یک از مسائل حقوق بشر , فرهنگ , فلسفه وآزادی بیان را هیچ گاه غربی ها نتوانستند چه تئوریک و چه عملی به یک نتیجه ی قابل قبول برسانند
این هتاکی ها و توهین ها درد زایمان تاریخ است و شرط اینکه یک زایمان تاریخی خوب و تمیز انجام شود جز بیداری مسلمانان نیست
اگر بهای علمی آن را در دانشگاه ها و حوزه ها , بهای عدالتخواهی آن را در دولت ها و بهای ارزشی و فرهنگی آن را بتوانیم به موقع بپردازیم یک واقعه و زایمان تمیز خواهیم داشت و این مهم جز با بیداری از خواب غفلت محقق نخواهد شد
و اگر غیر از این شود و کار به ترس و حدس و گمان های غلط بکشد آن وقت است که هم چوب را خورده ایم و هم پیاز را...
به امید روزی که به فرمایش حضرت امام (ره) از اعتبارات جدا شویم و تا به حقیقت برسیم.
یا حق

زندگی زیباست،
اما شهادت از آن زیباتر است.
سلامت تن زیباست، اما پرندهی عشق، تن را قفسی میبیند كه در باغ نهاده باشند.
و مگر نه آنكه گردنها را باریك آفریدهاند تا در مقتل كربلای عشق آسانتر بریده شوند؟
و مگر نه آنكه از پسر آدم، عهدی ازلی ستاندهاند كه حسین ع را از سر خویش بیشتر دوست داشته باشد؟
و مگر نه آنكه خانهی تن راه فرسودگی میپیماید تا خانهی روح آباد شود؟
و مگر این عاشق بیقرار را بر این سفینهی سرگردان آسمانی، كه كرهی زمین باشد، برای ماندن در اصطبل خواب و خور آفریدهاند؟
و مگر از درون این خاك اگر نردبانی به آسمان نباشد، جز كرمهایی فربه و تنپرور بر میآید؟
پس اگر مقصد را نه اینجاست، در زیر این سقفهای دلتنگ و در پس این پنجرههای كوچك كه به كوچههایی بنبست باز میشوند نمیتوان جست
، بهتر آنكه پرندهی روح دل در قفس نبندد.
پس اگر مقصد پرواز است،
قفس ویران بهتر.
پرستویی كه مقصد را در كوچ میبیند، از ویرانی لانهاش نمیهراسد