تبليغاتX
<-صلوات یادت نره رفیق---آزغ->

دنيا و ما فيها را سه طلاقه گفته ام و با آغوش باز به استقبال شهادت مي روم

ای پاهای من! می‌دانم شما چابکید ، می‌دانم که در همه مسابقه‌ها گوی سبقت را از رقیبان ربوده‌اید ، می‌دانم که فداکارید ، می‌دانم که به فرمان من  مشتاقانه بسوی شهادت، صاعقه‌وار به حرکت در می‌آیید.

 

اما من آرزوئی دارم ، من می‌خواهم که شما به بلندی طبع بلندم به حرکت درآیید ، به قدرت اراده آهنینم محکم باشید ، به سرعت تصمیمات و طرحهایم سریع باشید ؛ این پیکر کوچک ، ولی سنگین از آرزوها و نقشه‌ها و امیدها و مسئولیت‌ها را ، به سرعت مطلوب ، به هر نقطه دلخواه برسانید .

 

در این لحظات آخر عمر آبروی مرا حفظ کنید ، من چند لحظه بعد به شما آرامش می‌دهم ، آرامش ابدی ! دیگر شما را زحمت نخواهم داد.

 

دیگر شب و روز شما را استثمار نخواهم کرد ، دیگر فشار عالم و شکنجه روزگار را بر شما تحمیل نخواهم کرد ، دیگر به شما بی‌خوابی نخواهم داد.

 

و شما دیگر از خستگی فریاد نخواهید کرد .

 

از درد و شکنجه ضجه نخواهید کرد ، از بی‌غذائی ، از گرما و سرما شکوه نخواهید کرد ، آرام و آسوده ، برای همیشه ، در بستر نرم خاک ، آسوده خواهید بود ،  اما...

 

اما این لحظات حساس ، لحظات وداع با زندگی و عالم ، لحظات لقاء پروردگار

 

لحظات رقص من در برابر مرگ

 

باید زیبا باشد.»

 

 

پی نوشت: اگر چمران زنده بود استکبار و مستضعف رو با چه قرائتی تعریف می کرد؟




لينك ثابت تایم التحریرچهارشنبه 1387/03/29ساعت 18 بقلم::احسان.ع::