
دو تكه پارچه ساده و سپيد بگير *** بپيچ بر تن خود، بوى صبح عيد بگير
گرفته سينه تو، در تراكم ابرى! *** براى باز شدن بارش شديد بگير
بگير سر بالا مثل نخل در شجره *** كه گفته سر پايين چون درخت بيد بگير
گناه كردى؟ باشد! مگر چه كرده خدا؟ *** بگو ببخش نفهميده ام! نديد بگير
بيا و فكرنكن بسته مى شود اين در *** چقدر قفل به خود بسته اى، كليد بگير
نياز نيست به ذكر و دعا بيا نزديك *** و ذكر ساده يارب و يامجير بگير
دلت شكسته اگر، در كنار كعبه گذار! *** بيا ز دست خدا يك دل جديد بگير
چقدر بوى رضايت گرفته اى حاجى! *** خدا خريده ترا، حالت شهيد بگير
تولد تو مبارك برو! خداحافظ *** قبول شد حج ات، از خدا رسيد بگير!
سيد محمدحسين ابوترابى
به قول منتظر:
...احرام می بندی.خلوتی می گیری و یک بار برای همیشه ،مردن خویش را به نظاره می نشینی...موتوا قبل ان تموتوا...
اگر روزه ،تمرین زندگی بی خوردن و آشامیدن است.احرام ،تمرین زیستن بی تمام زندگی است.
احرام یعنی تحریم هر چه تو را به اندازه ی لحظه ای به خود مشغول می کند.
اینک تو را رختی باید به رنگ بی رنگ ترین رنگ دنیا.رختی به رنگ مرگ،همان که لحظه ای بیشتر با تو فاصله ندارد و تو به اندازه ی تمام آرزوهایت از آن دوری.
بعدالتحریر:امروز فکر می کردیم راجع به این که جماعتی برای این سفر سال ها انتظار می کشند ولی ما دلمان در این چند روز مابقی دارد می پوسد
دچار برزخ شده ایم!