« وَ مَنْ یَتَوَكَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُــوَ حَسْــبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْــرِهِ قَدْ جَــعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَــیْءٍ قَـــدْراً » (طلاق / 3)
وهر كس بر خـــدا توكــــل كند، كفایت امـــرش رامیكند، خـــداوند فـرمان خود را به انجام مـیرسـاند، و خـــدا بـرای هرچیــــزی اندازهای قــــرار داده است.
اصل حرف:
بسم الله
ليالي قدر براي ما تعيين كننده است. صرف آمرزش گناهان مرده ها مطرح نيست. اينها يكي از زواياي فرعي ليله قدر است. شرح صدر طلب كردن، ظهور ولي عصر را مسئلت كردن، گسترش فرهنگ اسلامي را خواستن، وفاق ملي را مطرح كردن، كينه ها را از دل زدودن و صدها معارف و معالي ديگر در صدر خواسته هاي ماست؛ آمرزش گناهان هم جزء خواسته هاي ماست. ولي عمده آن است كه گناه رخت بربندد، نه گناه بيايد و آمرزيده شود! عمده آن است كه از خدا بخواهيم كه اهل معصيت نباشيم،از خدا بخواهيم كه آن توفيق را، آن معرفت را، آن محبت را به ما عطا كند كه ما هم ليله قدر بشويم.
تو ليله القدري، بدان؛ البت در صورتي كه از ليله القبري بيرون بيائي! همه بزرگان به ما گفتند: اگر از ليله القبري به درآمدي،ليله القدر مي شوي! اينكه در درونش گورستان فتنه هاست، گورستان غيبت هاست، گورستان آمال و آرزوهاست، شكمش هم گورستان حرام هاست؛ اين « ليله القبر» است، نه ليله القدر!
اگر انسان از ليله القبري به درآمد، « ليله القدر» مي شود؛ آنگاه خير من الف شهر مي شود، يك نفر بيش از هزار نفر مي شود، آنگاه كم من فئه قليله غلبت فئه كثيره باذن الله خواهد شد. يك شب اگر بر هزار ماه فضيلت دارد، يك انسان هم بر هزار گروه فضيلت دارد. در صورتي كه از ليله القبري به دربيايد، ليله القدر بشود.و اگر كسي قرآن در جان او جلوه كرد، او همين ليله القدر را در حوزه ايماني خود خواهد داشت.
مرحوم امين الاسلام طبرسي در ذيل اين آيه كه خداي سبحان برخي را در دوران سالمندي به نسيان مبتلا مي كند، منكم من يرد الي ارذل العمر لكيلا يعلم من بعد علم شيئا (حج/5)؛ اين حديث نوراني را نقل كرد: الا قلبا قد راي القرآن. مگر قلبي كه ظرف قرآن باشد، در دوران پيري به نسيان مبتلا نمي شود و خدا چنين قلبي را هم عذاب نمي كند بنابراين آمرزش گناهان يكي از فوائد جزئي اين ادعيه است. عمده، گسترش اسلام است و ظهور ولي ماست، عمده رفع نفاق و حضور و حصول نفاق است و صدها خير و بركت و مانند آن.
تمام/.
دعایمان کنید...
ته مانده:
اومدم آشتی کنم با تو به مولا آخدا///روتو بر نگردونی وقتشه حالا آخدا
هرچی ام طرف بَده باز تو به روش نمیاری///پیش مردم نزنی پرده مو بالا آخدا...
راستی ارباب جان از شما التماس دعای ویژه داریم...دعای مان کن آقا جان...دعای مان کن
و من الله توفیق و علیه تکلان
آقاي لحظه هاي پرالتهاب من!
جهان در پشت ميله هاي زندان «چه كنم» گرفتار است و زمين با همه وجود خود «ظهر الفساد في البر و البحر بما كسبت ايدي الناس» را احساس مي كند.
این روزها پر بود از عیدها و تبریکات و میهمانی های رنگ وارنگ که نمیدانی به کدامش بروی و با چه قشر بنشینی و برخیزی.چیزی که مرا فکری خودش می کند این دلگیری و یادآوری حال و هوای مدینه است که یک هو وسط این اعیاد یاد بین الحرمین... یاد باب علی... یاد قبرهای بی چراغ بقیع...یاد کلمن های یک رنگ آب زم زم...یاد عطر ستون های مسجدالنبی و یاد خانه ی مادر را می می اندازد به سرت و صدایش گوش اشک هایت را کر می کند
آقای چشم های بارانی!
بدجور دل مان گرفته است... خنده های مان عمق ندارد ،ای وارث حسین!
این اعیاد هرچند مرهمی است بر دل های خسته ی شیعیان...اما آقا جان امسال در ولادت حسین هم غمی نهفته بود...این غم نهادینه مان شده...تا تو نیایی و دادمان نستانی...تا نیایی و عقده هامان را نگشایی غم پایان ندارد...
سلاله فاطمی
بگذار تا اعتراف كنم كه اگر به اندازه جرعه اي عاشقت بوديم مي آمدي. نيستيم كه نمي آيي...
مگذار تسبيح نگاهمان از فرط جدايي دانه دانه شود...
اللهم بلغ مولانا الامام الهادي المهدي(عج)

رجب از نیمه گذشت و حتی هنوز نگاهم برای میهمانی اش محیا نشده است...
یا ربّاه ، شهر اکبرت دارد تمام می شود و ما نیز هم ، و تنها تو خواهی ماند وبس...
این روزها همّ مان شده بود انتخابات و صحت اش و غم مان کذب نمایی های کوته نظران و چه می فهمیدیم این گم شده درون ادبیات ازتو نوشتن و با تو خواندن بود که احلی من العسل است و ابیض من اللبن ، نه انتخابات و رنگ های سبز و سفید و فیروزه ای و الخ...
خدایا به حرمت رسولت این قصور را بر ما نادیده پندار که جز تو غفوری یافت می نشود
ومن الله توفیق و علیه تکلان...
بسم الله
اعتكاف گرچه بقاءً واجب است، ولي حدوثاً مستحب است . گرچه در روز اوّل و دوّم واجب نيست، ولي روز سوّم واجب مي شود؛ بنابراين كساني رغبت به اعتكاف دارند كه شوقاً لي الثّواب باشد، نه خوفاً لي العقاب ! كارهاي واجب را گاهي ممكن است براي ترس از دوزخ انسان انجام بدهد، ولي كارهاي اعتكاف و مانند آن كه ثواب دارد و مستحب، اينها را براي ترس از عذاب نيست؛ زيرا واجب نيست كه اگر ترك كردند، دوزخ بروند . مستحب است؛ چون مستحب است، براي شوق به ثواب است .
معتکفین ما را از دعا محروم نسازند...
التماس دعا
یا حق
مؤخره:
سال گذشته همین وقت ها بود داشتیم تدارک سفر را می دیدیم. خدا امسال هم قسمت مان کند چقدر با صفا بود حرم حضرت امیر روحی له فداه ، وادی السلام شهر خاموشان...
در نجف سینه بی قرار از عشق
گفت:لایمکن الفرار از عشق

...امنيت انتخابات بسيار مهم است . 30 سال در کشور انتخابات برگزار مي شود که هميشه در انتخابات، امنيت برقرار بوده که نعمت بسيار بزرگي است و اين ناشي از تفضل الهي و شعور و درک مردم ايران است...
...ديروز و ديشب پيامک هاي فراواني دست مردم بود که شايعاتي را از قول من مطرح مي کنند که دروغ محض بود و واقعيت نداشت...
اين کارها را افراد خوش نيت و سالم نمي کنند. اين کار افراد ناسالم است که از اين کارها مي کنند.
در همه بخش ها و گروه ها افراد ناسالم ممکن است کم و بيش پيدا شوند و سوء نيت داشته باشند، مردم به اين شايعات توجه نکنند.
امروز نيز ممکن است بازهم شايعاتي نسبت به بخش هاي مختلف انتخابات بين مردم وجود داشته باشد، اعتماد ما در درجه اول و آخر به لطف و کمک الهي است و از خداوند متعال استعانت مي کنيم و در درجه بعد، به رشد و آگاهي و هوشياري مردم است.
گزیده ای از بیانات ره بری(پای صندوق رای ـ امروز)
پی نوشت:
ذیلا مطالعه فرمایید:
بسم الله
اگر تورقی داشته باشی به فرهنگ لغت وکلمه ی "جمهوری" را بجویی ، خواهی فهمید که "شرابي است مسکر يا نبيد انگور که سه سال بر وي گذشته باشد"
به اجازتی از لغت دانان ِ وطنی، این سه سال را به چهار تصحیح کرده و بدیهی است نتیجه ای شیرین اندر تعریفِ"ریاستِ جمهوری"!
می رسیم به تعریف سقایت وباده گساری ِ می خانه ای به نام حکومت!(اعوذ بالله من جمیع ما کره الله)
البت باید اذعان نمود "جمهوری"ی ِ ابتدا ، به فتح اول است و ثانی ِآن به ضم!
اگر تعریف کنند رئوس سه گانه ای را به عنوان مثلث اقتدار حکومت و آن ها را "ره بری"-"شورای نگه بان"-"مجلس خبرگان" مفروض بدارند که ما نیز بر آن معتقدیم ﴿﴿هر چند امروز ِروز میانِ خود ودیگر تفکراتِ ناگر(اسم فاعل نگار!)اندکی دوگانه گی احساس می کنیم)) باید پذیرفت که اگر ره بری مطلبی را بیان می کند دستور صریح است و منبعث از شعور و به دور از شعار است و شنونده ی سلیم باید نکات ریز و درشت را از سخن کلان رهبری استنتاج نماید.
مگر نه این که سرپیچی از فرمان ره بری يكي از عوامل انحراف و تفرقه و ایجاد روزنه های تخریب در نظام است!
سیاه نمایی ها بس است دیگر!(توضیح نمی دهیم چون کم بصیرت ترین خواننده هم اگر کور رنگی نداشته باشد رنگ سبز سیادت به پرچم ها، شال ها و پارچه ها را می بیند به گیسوی دخترکان... ، می بیند وقتی پرچم ِسبز به دستی خسته شد از پای کوبی، پرچم منقّش به نام عباس بن علی (ع) را بر زمین پهن کند و رویش بنشیند و نفسی چاق کند... والخ)
بگذریم...
مقام معظم ره بری:
(14/3/85)این دولت یکی از محبوب ترین دولت ها بعد از مشروطه تا امروز است.
(2/6/87)اين دولت واقعاً يك دولت كاراست؛دولت حركت واقدام است انرژي ونشاط كاراين دولت يك امربرجسته است.
(15/8/87)اين فضاي بي بندوباري درحرف زدن و اظهارنظرعليه دولت، مسائلي نيست كه خداوند به آساني از آنها بگذرد. تفضلات و رحمت الهي تا زماني است كه ما مراقب گفتار، رفتار و عملكرد خود باشيم زيرا خداوند با ما خويشاوندي ندارد!
(22/2/88)بنده که از همه این آقایان اوضاع کشور را بیشتر می دانم وبهتر خبردارم، می دانم که بسیاری از این مطالبی که به عنوان انتقاد درباره وضع کشور و وضع اقتصاد و اینها می گویند، خلاف واقع است؛ اشتباه می کنند.
...
"فاعتبروا يا اوليالابصار!"
...
ـ اگر گرفتار نبودیم بیشتر می نوشتیم هر چند نه مثل نویسنده گان به دنبال مخاطبیم، نه ماننده ی کثیری به دنبال مرید!
علت این است که صدای کی برد را دوست می داریم ،
همین!




بسم الله

اگر ما نگاه كلان به انقلاب و حادثهى پديد آمدن جمهورى
اسلامى بكنيم، جزئىنگرىها نمیتواند ما را گمراه كند.
گاهى جزئىنگرى و نگاه نكردن مسير مستمرِ از ابتدا تا
انتهاانسان را گمراه ميكند...
بعد نوشت: «و لو انّ أهل القرى امنوا و اتّقوا لفتحنا عليهم بركات من السّماء و الأرض»؛ ايمان و تقوا كه باشد، بركات آسمان و زمين جارى خواهد شد. بركات آسمان، همان فتوح معنوى است، همان رحمت الهى است، همان تقرب الىاللَّه است، همان استغفار ملائكهى آسمان و حمَلهى عرش براى بندگان خدا در روى زمين است. بركات ارض، يعنى همهى آنچه كه به زندگى زمينى انسان ارتباط پيدا ميكند؛ يعنى آزادى، يعنى رفاه، يعنى استقلال، يعنى امنيت، يعنى سعهى رزق، سلامت بدن و از اين قبيل. اگر ايمان و تقوا باشد، هم آن بركات و هم اين بركات براى بشر وجود دارد. اين، اسلام است!

تا شروع سال نوی میلادی و سال نوی قمری چند روزی بیشتر باقی نمانده است. (1)
اکثر مردم کشورهای دنیا مشغول خرید شب عید هستند و خود را آماده میکنند، برای جشنهای روزهای اول سال جدید.
کودکان مسیحی، منتظر بابانوئل هستند تا در شب سال نو، هنگامی که خوابند، هدیههایشان را در کنار درخت کریسمس بگذارد و فردا صبح، وقتی که از خواب بیدار میشوند، با هیجان وصف ناشدنی، جعبههای رنگارنگ کوچک و بزرگی را که زیر درخت کریسمس گذاشته شده را باز کنند.
نمیدانم شب قبلاز سال نو، هنگامی که به خواب میروند، چه آرزوهایی میکنند و از خدا چه میخواهند.
شاید دختر بچهها آرزو میکنند تا بابانوئل، عروسکی زیبا و ملوس، با لباسهایی صورتی و کفشهایی سفید برایشان بیاورد و پسربچهها هم به فکر ماشین اسباببازیی هستند که چند روز پیش در ویترین یکی از مغازهها دیده بودند و آرزویش را داشتهاند.
راستش تصوری از وسعت دایرهی آرزوهای کودکانه ندارم، اما میدانم که آرزوهای کودکانه، شیرین و زیبا و بدون نیرنگ و فریب هستند.
سال نو نزدیک است و کودکانی هم هستند که آرزوهایی دارند.
کودکان غزه را میگویم.
غزه را که میدانی کجاست؛
جایی در فلسطین.
فلسطین را چه؟
اگر هم ندانی زیاد عجیب نیست! چون نام فلسطین را از تمامی فرهنگهای لغت حذف کردهاند!!!
مردمانش را چه؟
آنها را هم میتوانند حذف کنند؟
شاید ما حذفشان میکنیم!!
از ذهنهایمان و از روزمرگیمان.
و به راستی، آرزوی کودکان فلسطینی چیست؟
کودکانی که هر روز و شبشان را باصدای گلوله و غرش تانک و شسته شدن دیوار صوتی، توسط هواپیماهای آمریکایی - اسرائیلی سپری میکنند و هر لحظه منتظر شنیدن خبر شهید شدن همبازیشان هستند، چه آرزوهایی میتوانند داشته باشند؟
اولین چیزی که هر کودک فلسطینی می آموزد، نام سرزمین اشغال شدهی مادریش است؛
فلسطین.
شاید خود که هیچ، حتی پدر و مادرش در اردوگاههای آوارگان فلسطینی در لبنان و سوریه به دنیا آمده باشند، اما خود را یک فلسطینی میدانند.
به راستی آرزوهای یک کودک فلسطینی که در محاصره و اشغال جنایتکاران صهیونیست قرار دارد چیست؟
بچههای شهرهای غزه، طولکرم، قلقیلیه، بیت جالا، بیت ساحور، اریحا، بیت لحم، جنین، نابلس، رام الله، طوباس، الخلیل، بیت المقدس، خانیونس، دیر البلح، رفح و روستاهای رافات، المسمیه، کفر جمال و اردوگاههای صبرا و شتیلا، در این روزها به چه میاندیشند و چه آرزویی دارند؟
تصور کردن آرزوهای این کودکان نباید زیاد سخت باشد!
دلی صادق میخواهد و چشمانی بینا.
همین.
راستی، بچههای فلسطینی، کریسمس مبارک!
بسم الله
اگر همین الان اسم مسجد الاقصي در جایی مطرح بشه سریعا در اذهان اکثر ما ها یک مسجد با
پایه های هشت ضلعی و گنبدی طلایی رنگ شکل میگیره ولی در صورتی که این مسجد
، مسجد الاقصی نیست!
مسجدالاقصی ، مسجدی است در همان محوطه ی قدس . با گنبدی سبز
رنگ . (همانطور که در شکل میبینید(

.و اما آن مسجد طلایی رنگ مشهور چیست ؟ این مسجد ، قبةالصخره
نام دارد . فاصله ی آن از مسجدالاقصی حدودا ۱۵۰متر میباشد و در محوطه ی قدس قرار
دارد و یهودیان به آن منطقه اورشلیم میگویند.

و اما در این عکس می توانیم این دو مسجد را با یکدیگر مقایسه کنیم و
به راحتی ببینیم

و اما اینکه چرا باید ما فرق این دو را ندانیم . اکثریت مسلمین همین
اشتباه را می کنند . باید توسطاطلاع رسانی صحیح این مسئله برای مردم جا بیفتد که
بدانند قبله ی اولشان کجا بوده . متاسفانه در طول چند سال اخیر هر طرح و پوستری بوده .هر نقاشی بوده .
هر سکه و اسکناسی بوده همگی به اسم مسجدالاقصی ولی با تصویر قبة الصخره بر ما جلوه
کرده . البته قبة الصخره نیز برای مسلمانان مهم است ولی حکمش فقط در حد یک مسجد
است!
پی نوشت1: خداوند در آیه ی اول سوره ی اسرا می فرمایند سُبْحَانَ
الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى
الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ-.-.-.-یعنی منزه است آن
[خدايى] كه بندهاش را شبانگاهى از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى كه پيرامون آن
را بركت دادهايم سير داد
پی نوشت2:متوجه شدید !؟ نمیدونم این رو باید به حساب این گذاشت که مسجد
الاقصی مبارکتر از مسجد الحرام یا نه ولی خلاصه فقط در مورد مسجد الاقصی بیان شده
به امید آزادی قدس
یا حق
بسم الله
دیروز داشتم طبق معمول روزنامه رو ورق می زدم به اواسط روزنامه رسیده بودم که به یه تیتر عجیب برخوردم؛
-وقتی زاپاتا شهید شد!!
طبق خواسته و هدف نویسنده ی تیتر از این انتخاب توجهم جلب شد که متن رو بخونم
-اسمش اسکندری بود و به خاطر هیکل درشت و ظاهر خشن اما روحیه عدالت طلبش به او زاپاتا می گفتند
ستون مربوط بود به یه دست نوشته ،که از شهید اسکندری به جا بود و که به یه کتاب (به داد ما برسید) بعد ۲۸ سال تبدیل شده بود(از تکه تکه کردن متن نامه ی زاپاتا به سلیقه ی نویسنده ی ستون باید گذر کرد)
نوشته این طوری شروع می شد؛
-و انزلنا الحدید فیه باسٌ شدید...
دو جمله متوالی ِ زیر من رو به فکر فرو برد و به یاد روز دانشجوی سال گذشته در سالن اجتماعات پرت کرد
-"... نیروهای شهادت طلب پاسدار را آموزش ندادید ،مسامحه کردید ،چوبش را از خدای عزوجل خوردید و خواهید خورد.
چه باید بگویم تا شما را به تحرک وا بدارم؟این را بگویم که از ۱۵۰ پاسدار خرمشهر تنها ۳۰ نفر باقی مانده..."
روز دانشجو بود و ما هم بسان دیگر دانشجو ها برای سن ایچ و خودکار صدقه سری ِ آموزش راهی سالن اجتماعات شدیم ، از قضا سخنران مدعو یکی از سرداران معزز سپاه بود سخنان و خاطرات جالبی از ایشون نقل شد راجع به عملیات و رشادت جوانان و کذا و کذا
بگذریم سخنان ایشان به اینجا که رسید واقعا از کوره در رفتم این برادرمون گفتند که :
یکی از افتخارات بنده اینه که در عملیاتی فرماندهی گروهانی از دانشجویان دانشگاه امام حسین (ع) رو بر عهده داشتم که الحمدلله نزدیک به ٪۷۰ دانشجوها به شهادت رسیدند!!!
آخه مرد مومن به کشتن دادن جونای مردم افتخار داره؟
تقدس شهید و شهادت و اصل پیروزی مسلمین چه در شکست و چه در پیروزی فیزیکی کاملا قابل اذعانه
و فرمایش امام (ره) که ما مامور به تکلیفیم نه نتیجه راس الکلام است و باید سر در ِ دالان دل با آب طلا حک کرد
اما برادر من این راهش نیست ! والله این بی رحمی و ظلم به اسلامه!!!!
بترسید از روز جزا که سران حکومت اسلامی در راس همه مورد حساب قرار خواهند گرفت
خدایا موانع فرج حضرت ولی عصر را برطرف بفرما

حضرت عیسی سلام الله علیه:
بگذارید حقی را برایتان باز گو کنم ، اکناف آسمان از اغنیا خالی است ،
بگذارید بگویم شتر به سوراخ سوزن در خواهد آمد اما مال اندوزان به بهشت نخواهند رفت

پی نوشت: من این متن رو از دست نوشته هام پیدا کردم اگر کسی منبع رو می دونه عنایت کنه
یا حق

ای پاهای من! میدانم شما چابکید ، میدانم که در همه مسابقهها گوی سبقت را از رقیبان ربودهاید ، میدانم که فداکارید ، میدانم که به فرمان من مشتاقانه بسوی شهادت، صاعقهوار به حرکت در میآیید.
اما من آرزوئی دارم ، من میخواهم که شما به بلندی طبع بلندم به حرکت درآیید ، به قدرت اراده آهنینم محکم باشید ، به سرعت تصمیمات و طرحهایم سریع باشید ؛ این پیکر کوچک ، ولی سنگین از آرزوها و نقشهها و امیدها و مسئولیتها را ، به سرعت مطلوب ، به هر نقطه دلخواه برسانید .
در این لحظات آخر عمر آبروی مرا حفظ کنید ، من چند لحظه بعد به شما آرامش میدهم ، آرامش ابدی ! دیگر شما را زحمت نخواهم داد.
دیگر شب و روز شما را استثمار نخواهم کرد ، دیگر فشار عالم و شکنجه روزگار را بر شما تحمیل نخواهم کرد ، دیگر به شما بیخوابی نخواهم داد.
و شما دیگر از خستگی فریاد نخواهید کرد .
از درد و شکنجه ضجه نخواهید کرد ، از بیغذائی ، از گرما و سرما شکوه نخواهید کرد ، آرام و آسوده ، برای همیشه ، در بستر نرم خاک ، آسوده خواهید بود ، اما...
اما این لحظات حساس ، لحظات وداع با زندگی و عالم ، لحظات لقاء پروردگار
لحظات رقص من در برابر مرگ
باید زیبا باشد.»
پی نوشت: اگر چمران زنده بود استکبار و مستضعف رو با چه قرائتی تعریف می کرد؟
سلام و درود خداوند بر رسول اسلام و خاندان پاکش
در این چند سال اخیر به کرّات شاهد هتاکی و توهین به قرآن , حضرت محمد (ص) و ائمه علیهما سلام بوده ایم به طرق مختلف از جمله تخریب حرمین شریفین , کاریکاتور ها وفیلم های موهن و اخیراً هم که تیر اندازی علنی به قرآن کریم در یکی از میادین اصلی عراق توسط سربازان آمریکایی و البته این بحث شورای امنیت و مسایل هسته ای هم از همین دسته اند.
این کنش ها یا به عبارت بهتر واکنش ها دو لایه و چهره دارد:
1. چهره رسمی و خبری آن که غرب به خود این اجازه را داده است به اسم آزادی بیان با خشونت و توهین علنی علیه ارزش ها ی فکری یک مذهب و حق نا شناسی علیه پیامبر که نه تنها مسلمین بلکه همه بشریت وام دار خدمت اویند به خیال خودشان ارزش های اسلام را زیر سوال ببرند
2. چهره و لایه ی دوم آن که بیشتر مد نظر است خبر از یک بشارت می دهد وآن ورق خوردن تاریخ تمدن و آغاز تمدن اسلامی و مرگ تمدن سکولار غرب است
این هتاکی ها دست و پا زدن مذبوحانه ی غرب ِ در حال احتضار است و نگرانی های ناشی از تولد یک تفکر جدید.
ما در سر گردنه تاریخ قرار گرفته ایم و اتفاقی که تا به حال نیافتاده در حال وقوع است البته این یک پیش گویی نیست و تنها یک پیش بینی است.
غرب قصد بلعیدن یک جای دنیا را داشت و در گلویش گیر کرد و استخوان این لقمه اسلام است و از دو جنبه مانع این بلع شده است
1. اسلام یک مانع سیاسی ایدئولوژیک در مفابل بلع دنیاست
زیرا همان طور که شاهد هستید هر جای دنیا شعار از دموکراسی , تسامح و تلورانس می آید گروه های اسلام گرا پیروز می شوند
2. اسلام یک مقاومت فلسفی و تئوریک در مقابل فرهنگ سکولار مدرنیته است
زیرا هیچ یک از مسائل حقوق بشر , فرهنگ , فلسفه وآزادی بیان را هیچ گاه غربی ها نتوانستند چه تئوریک و چه عملی به یک نتیجه ی قابل قبول برسانند
این هتاکی ها و توهین ها درد زایمان تاریخ است و شرط اینکه یک زایمان تاریخی خوب و تمیز انجام شود جز بیداری مسلمانان نیست
اگر بهای علمی آن را در دانشگاه ها و حوزه ها , بهای عدالتخواهی آن را در دولت ها و بهای ارزشی و فرهنگی آن را بتوانیم به موقع بپردازیم یک واقعه و زایمان تمیز خواهیم داشت و این مهم جز با بیداری از خواب غفلت محقق نخواهد شد
و اگر غیر از این شود و کار به ترس و حدس و گمان های غلط بکشد آن وقت است که هم چوب را خورده ایم و هم پیاز را...
به امید روزی که به فرمایش حضرت امام (ره) از اعتبارات جدا شویم و تا به حقیقت برسیم.
یا حق