مدینه بوی مادر می دهد ، بوی مادر سادات ، بوی مادر شیعیان ، بوی فاطمه(س) ، بوی مادر بی نشان ، بوی غربت ، بوی در سوخته...
تا به حال انقدر دلتنگ نشده بودم
جا دارد دوباره بنویسم "عمر سفر عجب کوتاه بود!"
انگار همین چند دقیقه پیش بود ، یادش بخیر هفته ی گذشته همین حوالی بود آمده بودیم مدینه برای وداع ، روضه النبی ، خانه ی مادر ، بین الحرمین ، بقیع غریب و اشک های حسرت بار و بغض اندود شیعیان بود که از پشت میله ها در گلوها به آرامی می شکست و وهابیون شال قرمز را به هراس می انداخت.

آری ، خلقت زمین و زمینیان ، آسمان و افلاکیان همه طفیلی ِ وجودِ محمد (ص) و مادر ِ شیعیانِ علی و خاندان پاکشان است
آه که چقدر زمین شرمنده است از این همه ظلم و جور ِ دشمنانِ قسم خورده ی آل الله ، به راستی شجره ی ملعونه همین هایند که حتی به قبور ِ این منجیانِ مظلوم ِ بشریت رحم نکردند و نمی کنند و غربت را به تمام معنا برای همه به تصویر می کشند.
آقا جان بیا که حوصله از سر فراتر است.
یا حق