بسم الله
زائر مدینه بگذار سخنی گویمت
به روضه منوره که رسیدی دیگر سراغ کوچه ی بنی هاشم را مگیر، چون بوی حق می داد همه را محو کرده اند( مانند بقیع که این روزها فقط حائلی سرخ رنگ را شاهدی )، اما اگر شال قرمز های سعودی مجالت دادند و توانستی صورتت را به دیوار خانه ی بی بی بگذاری و اشکواره های چشمانت را که هم آهنگ با دلت نغمه سرایی می کنند پشت دیوار پنهان کنی کمی دقت کن!
هنوز صدای کم سویی به گوش می رسد که بوی در سوخته می دهد، گویی دارد یک رباعی را زم زمه می کند:
داني که چرا سرشک محبوس علي است؟
يا آه چرا به سينه مانوس علي است؟
يک مرد نبود ست بگويد نامرد!
اين زن که تو ميزنيش ناموس علي است
پ.ن:
تسلیت!